دوشنبه هفتم فروردین 1396
  • 12 دی 1395 ساعت : 11:13
  • دسته‌بندی: فناوری اطلاعات
  • کد خبر: 4924
  • تعداد بازدید: 1399

10كارمند اول اپل چه كسانی بودند


نام کمپاني اپل برخلاف ساير کمپاني هاي مشهور جهان، مستقيما با يک نام، يعني «استيو جابز» عجين شده است؛ بي شک استيو جابز نيروي اصلي در تبديل اپل به با ارزش ترين کمپاني فعال در حوزه تکنولوژي در جهان بود
10كارمند اول اپل چه كسانی بودند

نام کمپاني اپل برخلاف ساير کمپاني هاي مشهور جهان، مستقيما با يک نام، يعني «استيو جابز» عجين شده است؛ بي شک استيو جابز نيروي اصلي در تبديل اپل به با ارزش ترين کمپاني فعال در حوزه تکنولوژي در جهان بود، اما اين در حالي است که جابز در راه موفقيت اين برند مشهور تنها نبود بلکه هميشه تيمي از افراد بسيار مستعد در کنار خود مي ديد که او را در مسير موفقيت همراهي مي کردند. شايد براي بسياري از کساني که تنها استيو جابز را عامل اين موفقيت مي دانند، شناخت بنيان گذاران اپل و 10 کارمند نخست اين کمپاني خالي از لطف نباشد.

«مايکل اسکات» (Michael Scott)، نخستين مديرعامل تاريخ اپل بود که در روزهاي نخست فعاليت اين کمپاني، تصوير جذابي از آن ارائه کرد؛ در همان ايام، «استيو وزنياک» (Steve Wozniak)، با تهيه فهرستي از کارمندان نخست اپل، به اين پيشرفت کمک کرد.

همچنين، شماره پرسنلي کارمندان اپل، به ترتيب زماني که هر يک وارد اين کمپاني شدند، نيست. هنگامي که اسکات به عنوان مديرعامل، به اپل وارد شد، مي بايست به هر يک از کارمندان خود شماره اي تخصيص مي داد تا تمام فرآيندهاي کاري آنها اعم از پرداخت حقوق و مزايا تسهيل مي شد؛

اين گزارش نگاه کوتاهي دارد به سرگذشت 10 کارمند نخست اپل که در واقع بانيان اين برند مشهور هستند.

«گري مارتين» (Gary Martin)
گري مارتين، حسابدار اپل بود. او تا پيش از پيوستن به شرکت مذکور، تصور مي کرد که اين کمپاني شکست خواهد خورد اما به هر ترتيب به اپل پيوست و تا سال 1983 ميلادي هم در اين کمپاني مشغول به فعاليت بود.

فعاليت در اپل، سکوي پرتاب او به کمپاني Starstruck شد که در حوزه مسافرت هاي فضايي فعاليت مي کرد. او پس از آن، به مدت چند دهه نيز در شرکت هاي مختلف در سمت مدير ارشد مالي خدمت کرد.

«شري ليوينگستون» (Sherry Livingston)
ليوينگستون، دست راست نخستين مديرعامل اپل و نخستين منشي در کمپاني اپل بود که نقش بسيار پر رنگي در اين کمپاني داشت. مايکل اسکات که مسئول مستقيم استخدام او بود، درباره ليوينگستون مي گويد: «او در نخستين روزهاي شکل گيري اپل، واقعا کارهاي فوق العاده و عجيبي براي اين کمپاني انجام داده است.»

«کريس اسپينوزا» (Chris Espinosa)
کريس اسپينوزا، از دوران دبيرستان تاکنون در اپل مشغول است؛ کريس وقتي که تنها 14 سال داشت به کمپاني اپل پيوست و همچنان هم يکي از کارکنان اين کمپاني به شمار مي رود. از او به عنوان با سابقه ترين کارمند اپل نيز ياد مي شود.

اسپينوزا در وبلاگ شخصي خود درباره اينکه چرا با وجود آنکه جزو نخستين پرسنل اپل بوده اما با اين حال شماره پرسنلي «8» به او تخصيص يافته مي گويد: «آن روز مدرسه بودم و دير به محل کار رسيدم؛ بنابراين، شماره نادرست به من داده شد.»

«مايکل اسکات» (Michael Scott)
«مايکل اسکات»، ملقب به اسکاتي، مديرعامل اصلي اپل محسوب مي شود؛ با اينکه اسکات نخستين مديرعامل تاريخ اپل است، اما شماره پرسنلي 7 را به خود تخصيص داده و نيت خود از اين کار را يک «شوخي» اعلام مي کند؛ اسکات مي گويد: «اين شماره تداعي کننده، فيلم 007 جيمز باند است.» آن طور که گفته مي شود، اسکاتي شخصا شماره پرسنلي کارمندان خود را انتخاب کرده و اين کمپاني را سازماندهي کرده است.

اسکات، توسط «مايک مارکولا» (Mike Markkula)، فردي که 250 هزار دلار روي اپل سرمايه گذاري کرد و به طراحي بيزنس پلن (طرح کسب و کار) آن کمک کرد، به عنوان مديرعامل انتخاب شده است.

«رندي ويگينتون» (Randy Wigginton)
رندي ويگينتون در کمپاني هاي مشهور و فعال در حوزه فناوري کار کرده است؛ به گفته اسکات، مهمترين کاري که ويگينتون انجام داد، بازنويسي زبان برنامه نويسي بيسيک (BASIC) بود و بدين ترتيب استفاده از اين زبان برنامه نويسي در کامپيوترهاي خانگي «اپل II» ممکن شد. ويگينتون، پس از جدايي از اپل، در کمپاني هاي مطرحي چون eBay، Google، Chegg و Square فعاليت کرد که بنظر هم موفقيت قابل توجهي محسوب مي شود.

«رود هولت» (Rod Holt)
رود هولت، يک فرد فوق العاده مهم در توسعه کامپيوتر Apple II محسوب مي شود. هولت يک طراح بسيار مشهور بود که در ابتدا براي پيوستن به کمپاني اپل ترديد زيادي داشت. اما او در کتاب «بازگشت به پادشاهي کوچک» (Return To The Little Kingdom)، کتابي که در سال 1984 ميلادي با موضوع داستان توسعه اپل منتشر شد، مي گويد: «استيو جابز مرا متقاعد کرد تا اين شغل را برعهده گيرم».

هولت، به توسعه بخش سيستم تغذيه کامپيوتر Apple II کمک شاياني کرد. وي اذعان کرد که پس از 6 سال فعاليت در کمپاني اپل، مديريت جديد او را به نوعي وادار به خروج از شرکت کرده است.

«بيل فرناندز» (Bill Fernandez)
بيل فرناندز، نخستين فردي است که پس از استيو وزنياک و استيو جابز در اپل استخدام شد و اولين بار در دبيرستان «کوپرتينو»، با استيو جابز که تازه به اين دبيرستان وارد شده بود، آشنا شد. فرناندز، علاوه بر اين، با استيوز وزنياک نيز دوست و همسايه بود. فرناندز، در صفحه شخصي خود در لينکدين اينگونه معرفي شده است:

بنيانگذاران اپل، يعني وزنياک و جابز را معرفي کرد اما بعدها توسط خود آنها، به عنوان نخستين فرد، به استخدام اين کمپاني در آمد و سپس عهده دار پست هاي بسياري در کمپاني اپل شد؛ ابتدا در بخش سخت افزار و بعدها در بخش توسعه نرم افزار و در نهايت در طراحي رابط کاربري، در اپل فعاليت کرد. او يکي از افرادي بود که به طور جدي روي کامپيوترهاي Apple-1، Apple-2 و مکينتاش و همينطور پروژه هاي زياد ديگري کار کرد. او همچنين روي پروژه هاي نرم افزاري متعددي نظير MacOS، QuickTime و HyperCard نيز کار کرد.

وقتي استيو جابز و وزنياک، کمپاني اپل را بنيان نهادند، فرناندز را به عنوان نخستين کارمند استخدام کردند و او تا سال 1993 در اين کمپاني به فعاليت خود ادامه داد و سپس اپل را به مقصد کمپاني Ingres، که يک بانک اطلاعاتي بود، ترک گفت. او در حال حاضر به عنوان مديرعامل کمپاني Omnibiotics، فعاليت مي کند.

«مايک مارکولا» (Mike Markkula)
مايک مارکولا را در واقع بايد عابر بانک اپل ناميد؛ مارکولا به همان اندازه استيو جابز و استيو وزنياک، در پيشرفت و توسعه اپل، نقشي محوري داشت. او يک سرمايه گذاري 250 هزار دلاري در اپل انجام داد و در ازاي اين سرمايه گذاري، 30 درصد سهام کمپاني اپل را صاحب شد و طرح کسب و کار (بيزنس پلن) اپل را ارائه کرد. مارکولا، نخستين مديرعامل اپل را استخدام کرد و براي پيوستن وزنياک به اين کمپاني پافشاري زيادي کرد. اين اتفاق زماني افتاد که مارکولا در فکر پيوستن به کمپاني HP بود.

مارکولا، از کارمندان پيشين کمپاني اينتل بود و در سن 30 سالگي، با تبديل شدن اين کمپاني به سهامي عام، ميلياردر شد. آن طور که در کتاب «بازگشت به پادشاهي کوچک» ذکر شده، مبلغي که او در کمپاني اپل سرمايه گذاري کرد، کمتر از 10 درصد ثروتش در آن زمان بود.

او تا سال 1997 ميلادي در کمپاني اپل مشغول به فعاليت بود و در اين مدت شاهد دو اتفاق مهم يعني برکناري و بازگشت دوباره استيو جابز به اپل بود. با بازگشت دوباره جابز، اين بار مارکولا اپل را ترک گفت. او از آن زمان تاکنون، در چندين و چند استارتاپ سرمايه گذاري کرده و کمک هاي مالي زيادي هم به دانشگاه «سانتا کلارا» و «مرکز اخلاق کاربردي مارکولا» داشته است.

«استيو جابز» (Steve Jobs)
استيو جابز مرد شماره 2 اپل شد؛ دليلش هم اين بود تا به نوعي از او زهر چشم بگيرند. مايکل اسکات درباره اينکه چرا استيو جابز به جاي آنکه مرد شماره يک اپل نام بگيرد، عنوان کارمند شماره 2 به او اعطا شد، مي گويد: من خودم اين کار را نکردم چون معتقدم عنوان «نفر اول» براي او زياد است. همانطور که همه مي دانند، جابز يکبار از اپل اخراج شد و بعد از آن استارتاپي تحت عنوان NeXT راه اندازي کرد. او بعدها دوباره به اپل بازگشت و اين کمپاني را به دوران شکوه خود بازگرداند. او همچنين در اين مدت مديريت کمپاني مطرح Pixar را عهده دار بود. جابز در نهايت، در اکتبر 2011 درگذشت.

«استيو وزنياک» (Steve Wozniak)
وزنياک، هنوز به طور کامل به اپل نپيوسته بود که پيشنهادي جدي ازسوي کمپاني HP واقع در ايالت اورگن آمريکا دريافت کرد و قصد داشت به اين کمپاني برود اما در نهايت بهترين تصميم را گرفت و روانه اپل شد. با گذشت سالها، «وُز» (نامي که وزنياک را با آن مي شناسند) در دره سيليکون، هنوز هم يک چهره است، سخنراني و مصاحبه مي کند و در شوهاي تلويزيوني مختلف حضور مي يابد.

«رونالد وين» (Ronald Wayne)
رونالد وين، در زمان مديريت استيو وزنياک و استيو جابز، يکي از شرکاي اصلي اپل محسوب مي شد اما متوجه شد که او براي اينگونه کارها ساخته نشده است. بنابراين، کمپاني اپل را ترک گفت. براي رسميت بخشيدن به اين جدايي، وزنياک در سال 1977 ميلادي، سهام وين را به ارزش 1700 دلار خريداري کرد.

وين در سال 2012 ميلادي، با انتشار يادداشتي، دلايل جدايي خود از اپل را بازگو کرد؛ او در اين يادداشت نوشت:

جدايي من از اپل، ارتباطي به بي ميلي من نسبت به مفهومي به نام محصولات کامپيوتري نبود؛ همچنين فارغ از هرگونه نگراني و دستپاچگي درخصوص ريسک هاي مالي، تنها به اين دليل به همکاري با اپل پايان دادم که احساس کردم اين شرکت جديد همان محيط کاري است که فکر مي کنم، خصوصا براي سالهاي پاياني عمرم، براي من مناسب تر باشد. من همه جوره به اپل و موفقيت آن ايمان داشتم اما نمي دانستم اين موفقيت چه زماني محقق مي شود و براي رسيدن به آن بايد از چه چيزهاي مي گذشتم يا آنها را قرباني مي کردم.

براي پاسخ به شايعاتي که تا همين اواخر در مطبوعات به من نسبت داده شده بايد بگويم که من هرگز ميلياردها دلار خود را نباخته ام. صحبت از يک زمان طولاني، حد فاصل سالهاي 1976 تا 2012 ميلادي است. اپل در اين مدت و در راه رسيدن به بلوغ خود، بارها و بارها زمان هاي سختي را تجربه کرده و همه تصور مي کردند اين کمپاني بالاخره از رقابت خارج مي شود. شايد با اين تصميم خود ده ها ميليون دلار را از دست داده باشم اما صادقانه مي گويم، اين تصميم شخصيت من را شکل داد.

منبع:دیجیاتو

برچسب ها:
استیوجابز اپل



درباره نویسنده

نظرات

  • منتشر شده ‌: 0
  • در انتظار تایید: 0

نظر خود را اینجا وارد نمایید

آدرس رایانامه شما منتشر نمی شود