آخرین مطالب

نماز جماعت پشت بام مسجد حاج شیخ محمد طاهر معزی بخش ویژه دزفول نیوز

نماز جماعت پشت بام مسجد حاج شیخ محمد طاهر معزی

  بزرگنمایی:

نماز جماعت پشت بام مسجد حاج شیخ محمد طاهر معزی

تند و تند تکالیف خودم را نوشتم، و بدو، بدو، راهی مسجد محل شدم، سن تکلیف بودم یا نبودم را نمی دانم، کلاس ششم قدیم و سفارش معلم بایستی آن سال را با دقت و سختی گیری بیشتر می خواندیم، مادرم تو این ایام خیلی قربان صدقه من می رفت، آخه دومین سالی بود که روزه کامل می گرفتم، رفیقم "آ رضا پسر آ شیخ مصطفی" هم روزه بود، البته بعضی از بچه های کلاس ما نیز به تاکید و تربیت خانوادگی روزه می گرفتند, حالا روزه ایشان کامل بود یا نیم روز نمی دانم، پیش خدا ارزش, قرب و منزلتی داشت.

 

آن اوایل که کودکی، به سن نوجوانی نرسیده بودم، وقتی روزه می گرفتیم، نزدیک های اذان ظهر که می شد به امر مادر، خانه همسایه روبرویمان "بی بی فاطمه" که از "سادات شاه رکن الدین" بود می رفتیم و می گفتیم "بی بی" روزه هستیم، روزه! "بی بی" می گفت: ما شاالله ، ماشاالله قبول باشه، بیا، بیا دستمان را می گرفت و می گفت جدم امام موسی کاظم (ع) کمک حال شما است، ان شاالله قبول باشه و سپس ادامه می داد بِرید از "حبانه" "پیاله ای" آب بنوشید؛ به یاد لبان تشنه جدم اباعبدالله الحسین (ع) صلوات بفرستید.

البته در جمع ما بودند نوجوانانی که وقتی "بی بی" را خطاب قرار داده می گفتند، "بی، بی" روزه هستیم، "به ایشان می گفت، ما شاالله قبول باشه. کمی استراحت کن، چیزی به غروب آفتاب باقی نمانده.

من عاشق دو وقت بودم، یکی بیدار شدن قبل از اذان صبح و نشستن کنار سفره سحری پیش خانواده و گوش جان سپردن به مناجات و بانگ خوش اذانی که سرتاسر شهر را یک صدا در بر می گرفت، و دیگری وقت افطار، بعداز اذان مغرب. یک حالی می داد، وصف  ناپذیر!

توی کوچه بطرف مسجد در حرکت بودم که از پشت سر صدای "رضا" که مدام داد می زد "عبدالامیر"، "عبدالامیر" صبر کن بهت برسم، مرا متوجه خود ساخت.

 آخه این روزها  آب پاشی و پهن کردن "بوریه"ها در پشت بام مسجد "حج شیخ محد طاهر" قرعه اش به نام "من و رضا" افتاده بود.

حدود سه ساعت یه خورده کمتر یا بیشتر تا اذان مغرب و عشا وقت باقی مانده بود.

انگاری برای ما مسابقه گذاشته باشند چهار آفتابه مسی، دوتا دوتا در دستان "من و رضا" داخل حوض مسجد فرو برده، پر آب می شد، "شُلُق ، پُلُق" به همه جا آب را برده و آب پاشی می کردیم تا بدین وسیله مقداری به پایین آمدن درجه حرارت کمک کرده باشیم و بعد هم، بادهای گرمی که از روی زمین خیس رد می شد خنکی دلپذیری ایجاد می کرد .از "در پای" "تنبان" گرفته تا پله های منتهی به پشت بام. از "کنیسه" گرفته تا محوطه باز پشت بام، کل فضای بام، حیاط، اتاق، سالن نماز خانه و سعبات چسبیده به مسجد را کامل آب پاشی می کردیم.

"بوریه" های "بولول" شده را یک به یک پهن کردیم،

"رضا" گفت: خسته نیستی؟ تشنه ات نشده؟ گرسنه نیستی؟

 با اینکه هلاک آب بودم گفتم نه! نه!، من نه گرسنه ام و نه تشنه!

بوی خوش که از پشت بام "کاه گلی" شده پاشیده، خیس خورده به مشام می رسید بسیار مطبوع و خوش بود، تا آنجا که حتی تشنگی شدید ما را رفع می کرد.

"من و رضا" روی فرش حصیری لم داده و به آسمان خیره شده بودیم، آفتاب بعدازظهر ضعیف بود و شدت ظهر را نداشت. در آسمان "قندرها" به چرخش خود مشغول بودند، تیزی در پرواز همراه با شیرجه های پی در پی این پرندگان زیبا بسیار دیدنی است، با چرخشی قشنگ همراه با سوت ویز ویز گوش نوازش شان "الم تر کیف" پیروزی بر سپاه ابر را در ذهن ما تداعی می کرد. با انگشت سبابه خط سیر حرکت "بادقپنک" ها را دنبال می کردیم و سرمست تخیلات خود، فشار تشنگی و گرسنگی روزه را از یاد و اندیشه خود دور می ساختیم .

صدای "خولو علی" که با طنین مردانه اش صدا می کرد "روله" زیر "عفتو عاجز نبووی"! رشته تخیلات ما را بر هم زد؛ با آمدن "خولو علی" آهنگ نزدیک شدن نماز ظهر و عصر نواخته می شد و با طنین خوش اذان وی رفته رفته مردم محل مهیای نماز ظهر و عصر می شدند.

(( آخه در دزفول قبلاً ایام ماه مبارک رمضان نماز ظهر را در وقت عصر به جماعت می خواندند))

" خالو علی" موذن مسجد شیرازی در محله "اوه ریتی یون" بود. پیرمردی لاغر اندام با قدی کشیده، کلاه تیرکی مشکی بر سر، با تنبان گشاد مشکی رنگ، پیراهن سفید و گیوه هایی آج دار، چون پدر بزرگم "حج سلطان علی معمار" سن و سالی فزون از هفتاد و پنج سال را نشان می داد. و این پیرمرد دردم رمضان مؤذن این مسجد می شد. زیر آفتاب گرم شهر که می شد قطرات مروارید نشان عرق را بر روی چهره سرخ و سفیدش دانه دانه شمارش کرد. چشمان درشت با ریشی تُنک که به سفیدی برف، رشته کوه های "هف تنون" بود، همه نگاه ها را به خود جلب می کرد. او از شجاعان و غیورمردان صحرابدر مشرقی که روزگار جوانی، جزو پهلوانان به شمار می آمد.

به محض مشاهده کردن "مشدی خالو علی" "من و رضا" به جَلدی از زمین برخاسته به شتاب از کناره ضلع غربی پشت بام، منبر چوبی آقا را جلوی صف اول قرار دادیم، زیرا آیت اله معزی به عادت همه ساله در ایام ماه مبارک رمضان بعداز نماز مطلبی برای مردم بر فراز منبر ایراد می کردند

"خالو علی" رو به سمت انتهای بام مشرف به "بازار کونه" شد و شروع به مناجات کرد :

لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إِلّا بِاللهِ، تَوَکَّلْتُ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ، وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیراً.

 

"خالو علی بدوره" با حنجره مخملین خود مناجات را با آن آرامش و متانت کلام می خواند، انگار ذره ذره جوارح وجودش با او هم راه و هم صدا  می شد. بازار را سکوت فرا می گرفت، "ترق و توروق" راسته آهنگران از ضرب چکش قطع می شد. گوش هر مستمع سرمست صدای مسیحایی و ملکوتی او می شد. نفسی که بر دم می کشید آرام آرام در بازدم با واژه واژه کلام خدا, نوای روح بخش مناجاتی که پرده نشین نوازش گر گوش آدمی می شد.

"خالو علی" صدای چندان بلند و رسایی نداشت! اصلا سن او توانایی ندا سر دادن های بلند را به او نمی داد، بلکه اکسیر، در دم گرم و لحن کهن سالی او بود که فزون از دهها یا چندین ده  بهار طولانی را نشان می داد و مستمع را مجبور به سکوت می کرد.

الله اکبر ، الله اکبر .

"حُجره" مغازه ها بلا درنگ یکی پس از دیگری "تاق سر تاق" بسته و یا به کارگر، "مزیر" و وردست مغازه دار سپرده می شد، ْصاحب حِرَفْ و کسبه رو بسوی مسجد سرازیر می شدند. به مجرد اذان "خولو علی" که مصادف می شد با ورود مجتهد "آ میرزا محد علی معزی ره" بعضی اشخاص به بهانه رفتن به مسجد از فرصت استفاده کرده، جهت زیارت، عرض سلام و ارادتی، خود را به وی می رساندند.

راه پله منتهی به پشت بام از جمعیت غوغا می شد، هر وقت "مش ملا تقی بقال" خودش را به راه پله می رساند، ازدحام نمازگزاران پشت سر وی در ابتدای" مدخل ورودی صف می کشید. آخر وی مقلد سر سخت آقا "آ میرزا محد علی معزی" بود، سنی فزون بر نود داشت تمام پله ها را "قین سول " "قین سول" بالا می آمد، جمعیت برایش صلوات سر می داد، بعضی غیظ شان بالا کشیده، سگرمه هاشان در هم می شد و هوفی عمیق ازسینه سر می دادند؛ اصلا به کسی اجازه نمی داد برای بالا رفتن کمکش کند! نمازگزارانی که پیشتر از "مش ملا تقی بقال" خود را بالا رسانده بودند، اطراف "کنیسه" ایستاده، نیش خنده های مغازه داری از سر شوخی بر دیگر مغازه داران بازار و متلک پرانی شان به در راه پله ماندگان شروع می شد.

صفوف نماز روی پشت بام بسته می شد. افراد صف اول مشخص و معین بودند، "حج ملا مَدٖی" به قرار همیشه " مأموم" به انتظار آقا مهیای اذان و اقامه نماز ظهر و عصر می شد. به مجرد رسیدن "آ میرزا محدعلی مجتهد" جمعیت به یک باره از جا برخاست و به ندای "خالو علی بدوره" صلوات پر صلابتی سر داد.

جمعیت یک صدا می گفت : صلی علی محمد، صلوات بر محمد. و چند باری تکرار شد.

"آ میرزا محدعلی معزی" با متانت و وقار همیشگی خود رو به سوی سجاده نماز خود که "مشهدی شریف" خراط گاها برایش فرش می کرد و به امورات مسجد مداومت داشت، شد و لختی کوتاه بر سجاده نشست.

به موازات موج پر خروش سلام و صلوات، "خولو علی" اذان صف نماز جماعت را سر داد. با همان طنین زیبا و با همان متانت و زیبایی لحن و صوتی که از حنجره مخملینش بر می خاست، خدا می داند که چه لطافت معنا داری در این صدای دلربا نهفته بود. بعضی نماز گذاران سرشک بر مژگان جاری می ساختند.

همینکه اذان "کَلِی خولو علی" به پایان می رسید، بلا درنگ "حج ملا مَدی" به قرائت اذان اقامه همت می نمود.

آقا با آن قد کوتاه، جسم نحیف، چهره ای که چون برف به سفیدی و درخششی که چون مرمر برق می زد. بر خاست، اذکار بر لب جاری و آرام هر دو دستان را بر کناره لاله هر دو گوش شان کشید، می خواند :

 

یَا مُحْسِنُ قَدْ أَتَاکَ الْمُسِیءُ وَ قَدْ أَمَرْتَ الْمُحْسِنَ أَنْ یَتَجَاوَزَ عَنِ الْمُسِیءِ وَ أَنْتَ الْمُحْسِنُ وَ أَنَا الْمُسِیءُ فَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَجَاوَزْ عَنْ قَبِیحِ مَا تَعْلَمُ مِنِّی

"آیت اله معزی"(ره) با چنان خشوع و خضوعی اذکار را بر زبان جاری می ساخت که آدمی احساس رأفت و مهر خداوندگار را در نماز حس می کرد؛ نرمشی همراه با عطوفت در کلامش جاری می شد و به یک باره تکبیر می زد و مشغول اَقامهء نماز می شد. "محمد پسر مش شریف" "خراط" در گوشه ای از صف اول مکبر می شد و نماز گذاران را به نماز با آقا رهنمون می گشت.

هنوز با سپری شدن چهل و چند سال از آن دوران سخن "محمد شریفی" در گوشم طنین انداز است که می گفت : هیچوقت قدرت نگاه کردن مستقیم بر چهره آقا را نداشتم، ابهت عجیبی در سیمای او نهفته بود، نگاه که بر قرص نورانی چهره‌ی " آیت اله معزی" می کردی تیزی چشمان و بلندی نگاه وی نا اعماق وجود آدمی را می کاوید. عظمتی خاص فراتر از قدرت انسان های زورمند در وی نهفته بود که قابل توصیف نیست!

نماز که تمام می شد آقا بر فراز منبر می رفت، قرآنی که از قبل "حاجی شریفی"  کنار سجاده آقا گذاشته بود، را بر می داشت و از روی آن یک آیه از متن عربی می خواند و آن آیه را کلمه به کلمه ترجمه و شرح  و تفسیر می کرد، البته آیه را به خاطر ندارم، اما همین یک ماه رمضان، قرائت یک آیه کفایت می کرد تا تفسیر آن 30 روز به طول انجامد!

هنگامی که آقا مشغول خطبه و منبر می شد، بر کل مستمعین حاضر در محل محاط بود، همه را از نظر می گذراند. " کَلِی جواذ لیت بند" ردیف دوم، سوم نشسته و با " تَعْبِزّیٖ" که در دست گرفته بود به ذکر خواندن و دانه انداختن به سمت خود مشغول بود! آقا نگاه خود را بر او انداخت گفت : "کَلُویی" بگذار این ورهم ثوابی گیر ما بیاید، همه‌ی ثواب ها را نزد خود نریز!

 

 

 

                      تنظیم روایت داستان توسط دکتر میر عبدالامیر مقدم نیا دزفولی

                      ویراستار خانم عذرا اصغر پور

         

                    خوانندگان عزیز برای درک معنی بعضی کلمات به لغتنامه های اساتید معظم:

                    استاد نصرالله نجاتعلی،

                    مرحوم صادق صمیمی،

                    استاد محمد مهدی انصاری،

                    مرحوم محمد باقر نیرومند شوشتری

                    مراجعه نمایند.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

آخرین اخبار

سفیر ایران در دمشق: از تهدیدات آمریکا هراس نداریم

ساخت 100 هزار واحد مسکونی در بافت های فرسوده کشور

دکتر جهانگیری: راه برون رفت از وضعیت فعلی کشور فقط مقاومت و ایستادگی است

شیخ شهاب الدین سهروردی از فیلسوفان نامدار اسلام است که به حکم شرع زندانی و اعدام شد

"رامبد را ریز ریز کنید" نوشته: محمد فاضلی

شریعتی :جهان کار تغییرات و تحولات شگرفی را تجربه می کند لازم است همه ما بینش عمیقی نسبت به اثرات این دگرگونی ها به دست آوریم

مونسان: گردشگری نیازمند حمایت بیشتری است

لایحه عضویت دولت جمهوری اسلامی ایران در برنامه اندازه شناسی آسیا و اقیانوسیه تصویب شد

دکتر جهانگیری: ملت ایران در برابر تهدید‌های آمریکا هیچ ترسی به خود راه نمی‌دهد

دزفول شهر دست یافتنی برای غارت گرایی قومی

سفر وزیر دادگستری به استان یزد: آوایی: همدلی قوا، بسیاری از مشکلات کشور را حل می‌کند

مدیرکل ضد جاسوسی وزارت اطلاعات از انهدام بزرگ ترین شبکه جهانی جاسوسی آمریکا در بستر سایبر توسط این وزارتخانه خبر داد

با حضور دکتر جهانگیری؛ بهره‌برداری رسمی از 1120 هکتار سامانه نوین آبیاری در زنجان آغاز شد

افتتاح «ترمینال سلام» فرودگاه امام (ره) با حضور رئیس جمهوری

رفت و آمد مشتریان قلابی در وزارت نفت

سخنگوی سازمان ملل: دبیرکل از تمام اعضای برجام می‌خواهد به تعهدات‌شان پایبند باشند

شمخانی: با پدیده‌ای جهانی به اسم ترامپیسم مواجهیم که سلیقه‌ای و شخصی است

کتابخانه ملی ایران عضو «ایکوم» جهانی شد/اتفاقی نوین در موزه‌داری ایران

مکاتبه با بانک مرکزی درخصوص بخشودگی سود و کارمزد تسهیلات کشاورزان حادثه دیده

معاون ارتباطات و پیگیری اجرای قانون اساسی: اهانت‏های امام جمعۀ شهر الوند خلاف قانون اساسی و قسط و عدل اسلامی است

در نامه‌ای از سوی شورای‌عالی شهرسازی ابلاغ شد؛ ضوابط و مقررات اجرایی طرح ساماندهی باغات کن ابلاغ شد

با حمایت معاونت علمی و فناوری رئیس جمهوری؛ تولید دارو با بافرهای تولید داخلی ممکن شد

"دفترچه راهنمای شوروی" نوشته : دکتر پویا ناظران

در اجلاس اکو انجام می شود امضاء تفاهم نامه گردشگری سلامت بین ایران و عراق

واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه به اظهارات محمد بن سلمان

معاون وزیر راه و شهرسازی خبر داد: آغاز ثبت نام الکترونیکی متقاضیان دریافت تسهیلات ارزان ‌قیمت ساخت مسکن در بافت‌های فرسوده

معاون وزیر راه و شهرسازی خبر داد: آغاز ثبت نام الکترونیکی متقاضیان دریافت تسهیلات ارزان ‌قیمت ساخت مسکن در بافت‌های فرسوده

معاون وزیر راه و شهرسازی خبر داد: آغاز ثبت نام الکترونیکی متقاضیان دریافت تسهیلات ارزان ‌قیمت ساخت مسکن در بافت‌های فرسوده

معاون وزیر راه و شهرسازی خبر داد: آغاز ثبت نام الکترونیکی متقاضیان دریافت تسهیلات ارزان ‌قیمت ساخت مسکن در بافت‌های فرسوده

دلایل روند کاهشی قیمت خودرو در روزهای اخیر

شریعتمداری در اجلاس وزرای کار جنبش عدم تعهد در ژنو سوئیس : مهم‌ترین مسائل مطرح در آیندۀ کار، ریشه کنی فقر، توسعه پایدار و همکاری در زمینه تغییرات اقلیمی است

دکتر روحانی هنگام دریافت استوارنامه سفیر جدید چین در تهران: ایران آماده توسعه روابط خود با چین در همه حوزه ها است

با بهره‌گیری از توانمندی شرکت‌های دانش‌بنیان؛ ساخت قطعات هوایی استاندارد آغاز شده است

وزیر ارتباطات در پاسخ به سوال نمایندگان مجلس: دستاورد‌های ملی را نباید به دلیل موضوعات منطقه‌ای زیر سوال برد

در نامه‌ای از سوی دکتر مونسان مراتب ثبت محوطه هفت‌چشمه به استاندار خوزستان ابلاغ شد

رئیس جمهور هنگام دریافت استوارنامه سفیر جدید فرانسه در تهران: اراده تهران روابط صمیمی با پاریس است/

معاون میراث‌فرهنگی خبر داد اصلاح ایرادات شورای نگهبان از طرح «حمایت از مرمت و احیای بافت‌های تاریخی»

وزیر نیرو: می‌توان از فرصت تحریم‌ها برای توسعه همکاری‌های میان روسیه و ایران استفاده کرد

اولین مرکز پژوهش های صنعتی و معدنی در زمینه ماشین آلات و تجهیزات نفت و گاز در استان خوزستان تاسیس شد .

مدیر طرح و برنامه بانک عامل بخش مسکن خبر داد؛ صندوق حمایت از مستأجران تشکیل می‌شود

تاکید دکتر نوبخت بر پیگیری جدی سند توسعه و آمایش سرزمین در استان‌ها

اردکانیان وزیر نیرو خبر داد: حضور 300 نفر از مسئولان بخش دولتی و خصوصی روسیه در ایران

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با سفیر کرواسی در تهران دیدار کرد

معاون حمل‌ونقل وزیر راه و شهرسازی: ایران آماده پیاده سازی آزمایشی گلوناس در شبکه ملی ترانزیت است

سخنگوی دولت: زنگنه از وزرای کلیدی دولت است

صعود نرخ ارز در صورت عدم توافق/ راهکاری برای افزایش سودمندی بازار متشکل ارزی

«جم پیلن» مهیای عرضه اولیه شد

به همت محققان کشور صورت گرفت تجاری‌سازی سیستم‌های "ضبط حرکات بدن" بومی در حوزه‌های پزشکی و انیمیشن‌سازی

فردا در اراک اعلام می‌شود آخرین اقدامات سازمان انرژی اتمی برای اجرای "کاهش تعهدات هسته‌ای"

600هزار نفر از نمایشگاه «شکوه تمدن‌های آسیا» در موزه ملی چین بازدید کردند